جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

312

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

سكنهء ايرانى آن ولايت را نيز تابع فرمان خويش ساخت و ضمنا براى انصراف بلوچها از تابعيت افغانستان به تكاپو پرداخت . افغانها چندى رفتار ملايمت‌آميز نمودند ، اما بعد از آنكه شير على بر كرسى فرمانروائى نيك مستقر شد و توقع ابراز احترام نسبت به خود داشت درصدد تجديد ادعاى خويش برآمد و در اين موقع بود كه بواسطهء پيدايش نگرانى جنگ كه لردراسل هم آن را تجويز كرده بود لردكلارندن « 1 » پيشنهاد حكميت نمود . اين دعوت را دو طرف با ابراز اكراه قبول نمودند و در سال 1870 سر . اف . گلداسميد كه به رياست هيئت انگليسى منتخب شده بود براى انجام دادن اين منظور از انگلستان حركت كرد اشكالات و تأخيرات همه بر طرف شد و سال بعد هم صرف بازرسى و نصب علامت مرزى بين ايران و بلوچستان از دريا تا جالق گرديد و اين هيئت در سال 1872 براى رسيدگى محلى به دعاوى متخالف راه سيستان پيش گرفت . كميسيون مرزى سراف . گلداسميد در سال 1872 - داستان اين كميسيون و اقداماتش را شمه‌اى خود گلداسميد و همكار اختصاصى او سرگرد ( اكنون سرهنگ ) يان اسميت « 2 » و قسمتى هم دكتر بلو مستشرق و نويسنده نامى « 3 » كه همراه ژنرال ( بعدسر . ار ) پولوك بود « 4 » بيان شده است . ژنرال پولوك را به دليلى كه درست روشن نشد به‌عنوان نمايندهء نايب السلطنهء لرد مايو « 5 » از هندوستان فرستادند . اين كار به دليل نهايت سادگى كه داشت سخت دشوار نمود . دعوى افغانستان نسبت به سيستان كاملا روشن و قابل درك و مبتنى بر دعوى فرمانروائى دوران احمد شاه ( دورانى ) بانى امپراتورى افغانستان بود . ادعاى ايران نيز متساويا واضح و معقول و آن مبتنى بر حق فرمانروائى قديمىتر بود كه با دليل

--> ( 1 ) - Clarendon ( 2 ) - كتاب « ايران خاورى » در شرح مقدمه Euan Smith ( 3 ) - گزارش هيئت مرزى سيستان 1872 ( نشريه رسمى ) و همچنين رجوع شود به كتاب از درهء سند تا دجله . ( 4 ) - Pollock ( 5 ) - Mayo